تبليغاتX
وقایع اتفاقیه

وقایع اتفاقیه
 
وبلاگی درباره وقایعی که اتفاق می افتد و نمی افتد قصدم این است تا دنیایی را آبی ببینم

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 فروردین1391 توسط ژوبین غازیانی

یه مدت پیش برای تصویربرداری از چند تا دوست جوان و تازه‌کار دعوت کردیم تا در پروژه به عنوان فیلمبردار به گروه ما ملحق بشن.

دوربین‌ها همه ویدئویی بود و شاید ساده‌ترین کار برای فیلمبرداری استفاده از Auto برای گرفتن یک تصویر مناسب بود.

اما نکته مهم این بود که پس از کپچر کردن فیلم‌ها و زمان ادیت فیلم با صحنه جذابی روبه‌رو شدیم و این صحنه جذاب حضور تصویربردار در کادر دوربین خودش بود. فکر نکنید که ایشون اومدن جلوی دوربین ایستادن... نه... ایشون راحت بر روی یکی از صندلی‌های سالن نشسته و برای خودشان موضوع جذاب سخنرانی را دنبال می‌کردند و هر از گاهی نیز با موبایل خود اس ام اسی در می‌کردند.

وقتی با اعتراض بنده مواجه شدند فرمودند : "دوربین که داشت می‌گرفت " ؟؟؟!!!!

این رو می‌گم و می‌خوام کسایی که علاقمند هستن دستی بر آتش دوربین داشته باشند با دیدین عکس زیر کمی با غیرت و عِرْق کاری وارد این حرفه بشن.

این عکس که در اون خانوم "فروغ فرخزاد" هم دیده میشن هنگام فیلمبرداری از فیلم "این خانه سیاه است" گرفته شده...

فقط حساب کنید جابه‌جا کردن این دوربین چقدر دردسر داشته.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 اسفند1390 توسط ژوبین غازیانی

امروز خبری در خبرگزاری مهر منتشر شد تحت عنوان "ازدواج موقت بدون اما و اگر"

همینجوری خبر رو دنبال کردم و به نتایج مهمی رسیدم که می‌تونید "اینجا" و "اینجا" و "اینجا" و "اینجا" بخونید.

در این خبر کلمه‌ای وجود داره که من عاشق این کلمه شدم... کلی خنده‌داره : معاطاتی .

آره ... نکاح معاطاتی . اول یه چند تا زنگ زدم به دوستام و کلی بابت این معاطاتی خندیدیم.

بعدش چند تا سرچ کردم و از چند تا وبلاگ سراغ معنی این معاطاتی رو گرفتم که می‌تونید در لینکهایی که بالا گذاشتم بخونید.

اما عجالتا :

معاطات از منظر فقها

معاطات در لغت مصدر از باب مفاعله (عاطی، یعاطی، معاطاة) است، این کلمه از ریشه «ع.ط.و» است (طریحی، 1367: ج3، ص204). در لغت به معنای بخشش و دهش است (ابن منظور، 1405ق: ج15، ص69؛ زبیدی، بی­تا: ج10، ص246). مثلا از اینرو به مال بخشیده شده «عطیه» می‌گویند و جمع آن «عطایا» است. با توجه به خصوصیت باب مفاعله که بین­الاثنین است، معاطات به معنای آن است که میان دو نفر داد و ستد و بده و بستانی واقع شود.

[1]فقها معمولاً معاطات را در باب بیع تعریف نموده‌اند، ولی تفاوتی میان معاطات در بیع و سایر عقود وجود ندارد. 

بعدش دوباره کلی بیشتر خندیدم.

آخه (عطا) کردن کسی به کسی دیگه چه ربطی داره؟ از اولش هم ربطی نداشته. یکی نیست بگه 106 رای موافق، 6 رای مخالف و 12 را ی ممتنع برای اینکه اگه کسی خواست (عطا) کنه نیازی به ثبت نداره !!!

شاعر قبلا گفته  : دیدید (عطا) کرد... دیدید (عطا) کرد... اونی که تا دیشب (عطا) نمی‌کرد... دیدید (عطا) کرد !

حالا واقعا این نکاح معاطاتی چه صیغه‌ای هست خدا می‌دونه... تکلیف هتل‌ها و مسافرخونه‌ها این وسط چیه ؟ بلگه (شیرازی‌ها "برگه" را بلگه می‌خوانند) از مراجع ذیصلاح دیگر لازم نیست؟ چطوری میشه فهمید این خانومی که می‌خواد معاطات داشته باشه شوهر داره؟ نداره؟ همین که بگه ندارم کافیه؟ و اون آقاهه که نکاح معاطاتی داره زن داره؟ نداره؟

خدا معاطات همه رو به خیر بگذرونه...

امثال و حکم :

- خدا الهی گرفتار معاطاتت کنه.

- 1 : شنیدم طرف معتاده؟...  2 : نه خواهر معاطاتیه...

- 1 : برای دختر ملیحه خانوم اینا خواستگار اومده... 2 : اوا اون که می‌گفت من اصلا اهل معاطات و اینجور حرفا نیستم.

- 1 : ببین خواهر ... شوهرتو دیدم تو خیابون داشت با یه دختره حرف می زد... به نظرم دختره قصد معاطات داشت... 2 : می‌گی چیکارش کنم اگه دیدم شوهره قبول کرد منم می‌رم معاطات می‌کنم تا چشش درآد...

نکنه می‌خوای با من معاطات یرفتار کنی؟...

نکنه می‌خوای بری دنبال این معاطاتیا... بزنم بِپُکونمت؟

خیال کردی نمی‌دونم می‌خوای بری سر من معاطات بیاری؟...

خیال کردی نمی‌دونم می‌خوای بری سر من معاطات بیاری؟...

مردیکه دیوونه... معاطات هم شد کار؟...

مردیکه دیوونه... معاطات هم شد کار؟...


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 7 اسفند1390 توسط ژوبین غازیانی

والا ما فکر می‌کردیم اگر وضع بهداشت مملکتمون خرابه و اخباری از این دست و یا خبری شبیه این و یا عکس‌های تکاندهنده‌ای مثل این یکی رو می‌بینیم از عدم برنامه‌ریزی درست و سوء‌مدیریت خفه کننده‌ای هست که در همه جای این مرز و بوم دیده می‌شه...

اما اشتباه می‌کردیم... کمربند مسئولا شل شده بوده و دور از جون حتی شنیده شده که در جاهایی شلوارشون هم پایین اومده بوده...

این آقاهه که شبه خانوماست گفته : خبر : باید کمربندهامونو ببندیم و ناله هم نکنیم...

۱ : تا حالا کمربندها باز بوده.

۲ : به علامت بسته بودن کمربندها تا انتهای سفرهای استانی توجه نشده بوده.

۳ : کمربندها که باز بوده ناله هم شنیده می‌شده...

۴ :‌اگر کمربند رو نبستیم لا اقل ناله نکنیم...

۵ :

 کمربند منو بدید می‌خوام ببندم برم

این یکی رو دیگه من نکشیدم... گردن اونایی که کشیدن ...

یکی از رو یکی از زیر یکی درکن

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 دی1390 توسط ژوبین غازیانی
Je ne rêve plus
Je ne fume plus
Je n'ai même plus d'histoire
Je suis laide sans toi
Je suis sale sans toi
Comme une orpheline dans un dortoir
Je n'ai plus envie
De vivre ma vie
Ma vie cesse quand tu pars
Je n'ai plus de vie
Et même mon lit
Se transforme en quai de gare
Quand tu t'en vas...
Je suis malade
Complètement malade
Comme quand ma mère sortait le soir
Et qu'elle me laissait seule avec mon désespoir
Je suis malade
Parfaitement malade
T'arrive on ne sait jamais quand
Tu repars on ne sait jamais où
Et ça va faire bientôt deux ans
Que tu t'en fous...
Comme à un rocher
Comme à un péché
Je suis accroché à toi
Je suis fatiguée, je suis épuisée
De faire semblant d'être heureuse
Quand ils sont là
Je bois toutes les nuits
et tous les whiskys
Pour moi ont le même goût
Et tous les bateaux
Portent ton drapeau
Je ne sais plus où aller tu es partout...
Je suis malade
Complètement malade
Je verse mon sang dans ton corps
Et je suis comme un oiseau mort
Quand toi tu dors
Je suis malade
Parfaitement malade
Tu m'as privée de tous mes chants
Tu m'as vidée de tous mes mots
Pourtant moi j'avais du talent
Avant ta peau...
Cet amour me tue
Si ça continue
Je crèverai seule avec moi
Près de ma radio
comme un gosse idiot
j'écouterai ma propre voix qui chantera...
Je suis malade
Complètement malade
Comme quand ma mère sortait le soir
Et qu'elle me laissait seule avec mon désespoir
Je suis malade
c'est ça je suis malade
Tu m'as privée de tous mes chants
Tu m'as vidée de tous mes mots
Et j'ai le coeur complètement malade
Cerné de barricades

T'entends... Je suis malade...



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 15 آبان1390 توسط ژوبین غازیانی
 

بیماری من چون سبب پرسش او شد

می میرم از این غم که چرا بهترم امروز!

نوشته شده در تاريخ جمعه 22 مهر1390 توسط ژوبین غازیانی

آغاز اجراي «آدم خوابش مي‌گيره» و «بازيگر و زنش» در نياوران


دو نمايش «آدم خوابش مي‌گيره» و «بازيگر و زنش» به کارگرداني محسن معيني اجراي خود را در فرهنگسراي نياوران آغاز کرد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،در دو روز انتهايي هفته گذشته در فرهنگسراي نياوران، اجراي دو نمايش «آدم خوابش مي‌گيره» و «بازيگر و زنش» با بازي "علي نصيريان" و "محبوبه بيات" و بر اساس متن‌هايي به قلم نصيريان، آغاز شد.

طراح و کارگردان اين دو نمايش که مهر و آبان هر شب به غير از شنبه‌ها رأس ساعت 20:00 در اين فرهنگسرا اجرا مي‌شوند، محسن معيني دانش آموخته مقطع دکتراي رشته تئاتر و رسانه از دانشگاه گوته فرانکفورت است.

در شب‌هاي آغازين، مهمانان هفته فرهنگ و هنر استان فارس، مهماناني از بخش‌هاي مختلف فرهنگي و مخاطبان تهراني علاقه‌مند، بيننده دو تئاتر بودند و همچنين از ميان هنرمندان نيز "گوهر خيرانديش"، "حسن فتحي"، "داريوش مؤدبيان"، "مصباح قمصري"، "رحيم هودي" و "کيومرث منشي‌زاده" به تماشاي دو اجرا نشستند.

دو تئاتر «آدم خوابش مي گيره» و «بازيگر و زنش» که با يک تنفس پانزده دقيقه‌اي، به طور متوالي روي صحنه مي‌روند، به تهيه کنندگي "نگين ميرحسني واحد" توليد شده‌اند.

اين دو اثر جزء آثار ادبيات نمايشي ايران است که گفته مي‌شود، بارزترين ويژگي آن ارايه الگوي بديع و جذاب از نمايش ايراني است.

علاقمندان براي تهيه بليط اين نمايش‌ها مي‌توانند به گيشه فروش بليط در فرهنگسراي نياوران و سينما آزادي مراجعه کنند و براي انتخاب روز و صندلي مورد نظر خود از طريق سايت www.sharangtheatre.com اقدام کنند.

آدم خوابش می‌گیره

آدم خوابش می‌گیره

بازیگر و زنش

بازیگر و زنش

بازیگر و زنش

عکس ها از دوست خوبم "ابوالفضل سلمانزاده" است.

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مهر1390 توسط ژوبین غازیانی

علی نصیریان و محبوبه بیات با دو نمایش بر صحنه تئاتر

علی نصیریان پس از 6 سال دوری از تئاتر با دو نمایش "آدم خوابش می‌گیره" و "بازیگر و زنش" به کارگردانی "محسن معینی" به صحنه تئاتر باز می‌گردد.

به گزارش روابط عمومی کمپانی تئاتر "شرنگ"، دو نمایش "آدم خوابش می‌گیره" و "بازیگر و زنش" به کارگردانی "محسن معینی" و با بازی "علی نصیریان" و "محبوبه بیات" از نیمه مهرماه در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه خواهد رفت.

این دو نمایشنامه از جمله آثار علی نصیریان است که در دهه 70 به رشته تحریر در آمده و با نگاهی ویژه توسط محسن معینی کارگردانی شده است، به طوری که با حفظ ساختار هر دو اثر، به علت اشتراکات تم و موضوع، هر شب در یک اجرا به روی صحنه خواهد رفت.

سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران از تاریخ 17 مهرماه سال جاری به جز شنبه‌ها به مدت سی شب میزبان اجرای نمایش‌ها خواهد بود.

گفتنی است "محسن معینی" تحصیلات خود را در مقطع دکترای تخصصی تئاتر و رسانه در دانشگاه گوته فرانکفورت به پایان رسانده است.



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 مرداد1390 توسط ژوبین غازیانی

سخنرانی مدرس در مجلس

“از اول عمرم تا بحال برایم بسیار مهالک در برّ و بحر اتفاق افتاده و از هیچکدام به بدنم لرزه درنیامده بود*

آخر ما هر چه تامل می کنیم می بینیم خداوند قابلیت در زنها قرار نداده‌ست که لیاقت انتخاب کردن را داشته باشند، اینها از آن زمره‌اند که عقول‌شان استعداد ندارد و در حقیقت تحت قیومیت قرار دارند، چطور ممکن است به اینها حق انتخاب کردن داده شود؟!”

جناب مدرس نفر سمت چپ شماره 6

*این سخنرانی در ارتباط با پیشنهاد چند تن از نمایندگان مترقی مجلس دایر بر منظور کردن حق رای برای زنان در قانون اساسی مشروطیت / جلسه یازدهم شعبان سال 1329 قمری

 دوستان عزیز من توجه داشته باشند این مطلب نقل قولی‌ست از جناب مدرس (که خانوم‌های عزیز ایرانی روزانه از اتوبانی به نام ایشان در تهران عبور می‌کنند) و ربطی به نظر شخصی بنده ندارد.

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک


تبادل لینک