تبليغاتX
وقایع اتفاقیه
صبر کن

واقعا جای نگرانیست

اکنون فاصله ها کم شده است .

در عصر حافظه و محاسبه

جایی برای آهن نمانده است .

آن چیزی که مرا و تورا

به هم می رساند

تنها لمس کوتاه چند دکمه است

که چه بی گاه

فرصت آنرا از خود گرفته ایم .

.....

در عصر زنان و مردان پلاستیکی

صدای قلبی آرامت نمی کند

این بی خودی ممتد را

موسیقی ناهمگون نوارقلب گواه است .

با اینهمه

هستند بین ما کسانی 

که قرنها

به اینهمه نزدیکی

دورند ......

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 مهر1385ساعت 9:34 قبل از ظهر توسط ژوبین غازیانی |

لحظه ها و روزها و سال هایش سوخت

در انعکاس شیشه های تنهایی

و هر برگی از درختی افتاد

خطی بر خطهای دیوارافزود

و روزی

ساعتی که وقت رفتن بود

تنها گیسوان باد

نوازشگر پیکر نحیفش شد

تا چشمانی کور

رقص پایش را به تماشا بنشینند

و آنگاه

هلهله ای

و فریاد

که " خداوند بزرگ است "

بی آنکه بنگرند

با کور چشمهایشان

گردنبند سیمینی

که درّ آزادی را

به بند کشید

هتل بزرگ آزادی

+ نوشته شده در دوشنبه 3 مهر1385ساعت 4:27 بعد از ظهر توسط ژوبین غازیانی |